نویسنده :
دلارام - ساعت ۱٢:٢۳ ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٠
حالم به هم می خورد.
حالم به هم می خورد از آدم ها...
حالم به هم می خورد از این که آدم ها این همه در کثافت فرو رفته اند.
حالم به هم می خورد از خودم که باز هم به این همه کثافت عادت می کنم...
هر بار بهت زده می شوم و باز عادت می کنم.
نمی دانم تا چند سال دیگر چه قدر کثافت خواهم دید و چه قدر عادت خواهم کرد و چه قدر فرو خواهم رفت؟
نویسنده :
دلارام - ساعت ۳:٤٠ ق.ظ روز شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٠

این آخرین فیلمی ست که دیدم و البته تاثیر عمیقی در من داشت. نه این که متحول بشم، نه... فقط مثل یک کارد خیلی خیلی تیز که می تونه جراحتی ظریف و عمیق ایجاد کنه. این داستان چنین دردی در روح من ایجاد کرد...
و چیزی که آموختم صبر بر مصائب بود...صبری زیبا و بی انتها و عشق و عشق و عشق...
من شاید از عاشقی تنها بی قراری را آموخته ام. شاید اصلا عاشق نبوده ام و خیال کرده ام عاشقم...
اما داستان نوال داستان دیگریست... او از عشق صبر می زاید و از صبر، عشق.
نویسنده :
دلارام - ساعت ۱٠:۳۳ ق.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠
حدود 90% خشونت در دنیا مربوط به مردان است! که مطمئناً خشونت کلامی را نیز شامل می شود.
اما نمی دانم چرا این موجودات به ظاهر قوی، در دعواهایشان هم از زنان سود می برند؟! به جای مایه گذاشتن از خودشان به سراغ مادر و خواهر و ناموس طرف مقابل می روند.
این قدر از این مسئله بیزارم که دلم نمی خواهد نه مادر مردی باشم، نه خواهر و نه همسر...

نویسنده :
دلارام - ساعت ٢:٤٥ ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٠
اگر از دست بی لیاقتی هم کارتان به ستوه آمده اید، یا رییس عصبانیتان که انتظار دارد ذهن او را بخوانید؛ شما را خسته کرده است و یا اعصابتان به خاطر کارمندی که هر روز مشکلی درست می کندخرد شده استف بدانید گرفتار تله احساسی شده اید. توصیه ما این است که دست از غر زدن بردارید و برای این وضعیت چاره ای بیاندیشید.
رها ساختن خود از شر این تله ها آن قدرها که فکر می کنید مشکل نیست. لازم نیست استعفا دهید یا کسی را اخراج کنید. راه حل ساده است(خیلی هم ساده نیست):واکنش خود را کنترل کنید.

من خوندن این کتاب رو به همه توصیه می کنم. البته تاکید کردن این راه حل ها برای محیط کار هست. اما به نظرم با یکمی ابتکار می تونید در روابط شخصی خودتونم از اونا بهره ببرید.
انتشارات نص هست. نویسنده هم ساسان نوروززاده چگینی می باشد. از این لینک هم می تونید خرید کنید: http://www.adinebook.com/gp/product/9644101731
نویسنده :
دلارام - ساعت ٢:٤٥ ق.ظ روز جمعه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٠
بعضی روزها ذهن انسان می شود زباله دان کارهای انجام شده و نشده، حرف های گفته و نگفته، راه های رفته و نرفته...
و وقتی یک روز همه را به دور می اندازد... رها می شود... دوباره متولد می شود!
تولدت مبارک................... هر روز تازه شو..............دوباره از سر بگیر...
نویسنده :
دلارام - ساعت ۱:٤۱ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٠
وقتی این وبلاگ رو ایجاد کردم فقط می خواستم نوشته های خودم رو توش بذارم. اما بعضی نوشته ها حرفای دل آدم رو خیلی بهتر بیان می کنن مثل این شعر تاثیر گذار از خانم فریبا شش بلوکی از کتاب شبانه که اشک من رو جاری کرد.
پ.ن: من به اشتباه شاعر را خانم سیمین بهبهانی نوشته بودم. از خانم فریبا شش بلوکی عذر خواهی می کنم و هم چنین از دوستی که تذکر دادن تشکر می کنم.
نویسنده :
دلارام - ساعت ٩:٤٠ ب.ظ روز دوشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٩
نمی دانم فاصله عشق و نفرت چیست.
قلبم سرشار از عشق کسی است که از او بیزارم...متنفرم...
نمی دانم کی کدام یک پیروز خواهد شد....
نویسنده :
دلارام - ساعت ٥:٠٩ ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٩
مروری بر کتاب مردان زن ستیز

آیا با مردی به سر می برید که زندگی و رفتار شما را کنترل می کند؟
به خاطر او از افراد و فعالیت هایی که دوست دارید دست شسته اید؟
آیا او بی اندازه حسود است و عقاید، احساسات و پیشرفت های شما را کوچک می شمارد؟
برای تنبیه شما از پول، عشق و تائید کارهای خوب دریغ می ورزد و هر اتفاقی بیفتد شما را مقصر می داند؟
اگرچنین است با یک مرد زن ستیز زندگی می کنید .
مردی که شما را دوست دارد ولی با رنجی که به شما می دهد چنان رفتار می کند که گویی از شما نفرت دارد .
نویسنده :
دلارام - ساعت ٦:۱۸ ب.ظ روز چهارشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٩
کم کم یاد خواهی گرفت
تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را
اینکه عشق تکیه کردن نیست
و رفاقت، اطمینان خاطر
و یاد میگیری که بوسهها قرارداد نیستند
و هدیهها، معنی عهد و پیمان نمیدهند.
کم کم یاد میگیری
که حتی نور خورشید هم میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری
باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.
یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی
که محکم باشی پای هر خداحافظی
یاد میگیری که خیلی میارزی.
خورخه لوییس بورخس
نویسنده :
دلارام - ساعت ۱۱:۱٦ ب.ظ روز سهشنبه ٥ بهمن ۱۳۸٩
یک کم می خوام حال و هوای وبلاگ رو عوض کنم. همه چیز در حال تغییره از جمله من!
آقای بولدینگ موجودات عالم رو بر اساس تعاملی که با محیط دارن به 9 طبقه دسته بندی کرده:
1.سطح ساختارهای ایستا: این سطح، سطح چهارچوبها نیز نامیده می شود مانند:نقشه زمین یا نمودار سازمانی
2.سطح سیستم های متحرک ساده:سطح ساخت گونه ها و حرکات از پیش تعیین شده مانند: حرکت دوچرخه و موتورها و منظومه شمسی (بیشتر علوم فیزیک شیمی اقتصاد)
3. سطح سیستم های سایبرنتیکی: کنترل های خودکار و خود تنظیم مانند: ترموستات و موشکهای قاره پیما
4.سطح سیستم های باز، خود کفا و قادر به تولید مثل:مرز جدایی موجود زنده از جماد نظیر سیستمهای یاخته ای یا سلولی
5.سطح سیستم های تکاملی رستنی، نظیر گیاهان:تقسیم کار بین سلولها، مراحل مشخص تکوینی
6.سطح سیستم های حیوانی:سیستمهای برخوردار از تحرک و خودآگاهی، دارای گیرندهای اطلاعاتی و قدرت تعبیر وتفسیر و واکنش مناسب
7.سطح سیستمهای انسانی:خودآگاه، توان کسب خودآگاهی، هدف جو، کمال جو، آرمانی
8.سطح سیستم های اجتماعی:جزو پیچیده ترین سیستمهای شامل سیستم های سازمانی
9.سطح سیستم های ماوراء الطبیعه، نمادی و مجرد دنیای ناشناخته ها.مانند: مرگ، روح و. . .
می بینید که انسان در یکی از پیچیده ترین سطوح سیستم است اما ابراز دانش او در پایین ترین سطوح(کاغذ و قلم)...
من گاهی فکر می کنم که شاید روزی به جای این که داده ها رو پردازش کنیم شاید مثلاً داده ها به یه درخت داده بشه و اون وضعیت سیستم رو نشون بده.
توی افسانه ها زیاد دیدیم. مثلا گل درون شیشه که عمر دیو رو نشون می داد و یا درختی که شکوفایی یا زوال یک ملت رو نمایش می داد. شاید اون روز نشه دروغ گفت...

← صفحه بعد